الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
483
الغدير ( فارسى )
4 سيد على خان مدنى ( 1052 - 1120 ) - اميمه در شب سيزدهم ذيحجه ، همچون ماه عالمتاب يا برتر و درخشانتر از آن ، نمايان شد . - وارد منى شد تا رمى جمره كند ، اما دلها را سنگباران كرد . - او ره طاعت جست تا ثوابى كسب كند ، آيا كشتن مهمانان خدا اجر دارد ؟ - اگرچه كوشيد تا پاداشى كسب كند ، اما با اين حج انواع گناه و وزر را اندوخته است . - نگاههايش حجاج را ، همچنانكه حاجيان قربانى مىكنند ، به كشتن داد . - او تير نگاه مىانداخت و نمىدانست كه با اين تيرها چه خونها ريخته است . - به خدا پناه مىبرم از مهر زيبارخى كه بر دل تيرى مىزند كه خود نمىداند . - آن دختر سپيداندام بلورينساق كه باكره است . - پندارى كه اين مايهء آرامش و نشاط است و او سرگرمكنندهء انسان . نه ، به خداى بيت و حجرالاسود كه چنين نيست . - آرمان درونى و شيوهء تفكر من با او تفاوت دارد ، و چگونه به ياد او مىتوان آرام گرفت ؟ - هرگاه به او شكوه برم ، من از درد هجران گريه مىكنم ، و او با روگردانى از من